حدود 822 نتیجه (0.04) ثانیه پخش همه دارای پیشواز
زبان
نتایج فارسی نمایش داده شود

Soghoot - Majid Ahmadi

متن این موزیک موجود نیست شما می توانید با ثبت متن موزیک این اثر از طریق وب سایت صدایاب به گسترش سایت ارسال متن این اثر لطفا اینجا کلیک نمایید. توجه داشته باشید متن ها بعد از تایید مدیران نمایش داده خواهد شد

Mano Aheste Seda Kon - Shahab Shahrzad

متن این موزیک موجود نیست شما می توانید با ثبت متن موزیک این اثر از طریق وب سایت صدایاب به گسترش سایت ارسال متن این اثر لطفا اینجا کلیک نمایید. توجه داشته باشید متن ها بعد از تایید مدیران نمایش داده خواهد شد

Tarikkhane - Alireza Azar

متن این موزیک موجود نیست شما می توانید با ثبت متن موزیک این اثر از طریق وب سایت صدایاب به گسترش سایت ارسال متن این اثر لطفا اینجا کلیک نمایید. توجه داشته باشید متن ها بعد از تایید مدیران نمایش داده خواهد شد

Harfe Akhare 95 - Reza Sadeghi

امسال هم گذشت.. با همه ی خوبی ها و بدی هاش با همه ی لبخند ها و گریه هاش با همه ی روزای سخت و آسونش با همه ی بودن ها و نبودن هاش چند چندیم بیشتر باختیم یا بردیم آخرین باری که لج کردیم به نفع کی بود آخرین باری که نبخشیدیم چند روز حالمون خوب موند آخرین باری که.. اصلاً آخرین بار یادمون هست ؟ تلخش نکنم.. یه سالی گذشت که کام تلخ توش خیلی زیاد بود خیلی از خوبا رفتن خیلی از نابا رفتن خیلی از خوبا هستن خیلی از نابا هنوز هستن خیلی از رفاقتا هنوزم که هنوزه بوی معرفت میده بوی قدمت میده خیلی از آدما هستن که هنوزم که هنوزه نگات که میکنن احساس نمیکنی تو رو به عنوان سکه نگاه میکنن فقط واسه یه لبخندت حاضرن هر کاری کنن پس هنوزم عشق هست فارق از شعار به شعورش نگاه میکنیم میدونم میدونم گاهی وقتا خیلی هامون میگیم اونی که دستش تو آتیشه مثل اونی که دستش تو آبه نیست میدونم گاهی وقتا فکر میکنیم هر درد و بلایی سرمون میاد مقصرش کنار دستیمونه ولی باور کنید این نیست یکیش خودم الان که فکر میکنم میبینم تو سال گذشته خیلیا به من عشق دادن و فکر میکردم به من نیاز دارن و نداشتن الان که فکر میکنم میبینم سال گذشته خیلیا تو حال بد من بودم ولی من تو حال بدشون نبودم الان که درست فکر میکنم میبینم سال گذشته خیلیا با من همراه بودن ولی وقتی که ندیدمشون سراغی هم ازشون نگرفتم تورو خدا دست برداریم از بعضی از فلسفه هایی که خودمونم بهش قانع نیستیم ساده باشیم مثل اون رفتگر عزیزی که با تمام سادگیش جهان اطرافمونو پاک میکنه و لبخند میزنه ساده باشیم مثل اونی که شاید تمام آرزوهاش به یک موتور بنده ولی کنارت رد میشه یه بوغ میزنه و داره با خودش ترانه میخونه یه ترانه ی شاد تو رو خدا امسال یادمون نره که سال پیش خیلی چیزا رو یادمون رفت تو رو خدا یادمون نره که سال پیش همه اتفاقات خوب میشد که باشه و شایدم بود ما ندیدیم یا نخواستیم ببینیم خلاصه که هنوزم پدر هست مادر هست و اگر رو زمین نیستن هنوزم نگاهشون از کنار خدا با ما هست اصلا از همه اینا مهمتر هنوزم لبخند خدا هست خدایی که فقیر و پولدار نمیشناسه سواره و پیاده نمیشناسه یه رفیق قدیمی که خیلی با معرفته خیلی به خاطر همه ی معرفتاش به خاطر همه ی خوبی هاش به خاطر همه ی خدایی هاش میخوام یه چیزی ازش بخوام یعنی راستش میخوام خیلی چیزا ازش بخوام اره ازش میخوام ازش میخوام که حالمو همیشه خوب نگهداره ازش میخوام که حالمو خوب کنه که بتونم حال اطرافیانمم خوب کنم ازش میخوام کاری کنه قدر همه خوبا رو بدونم ازش یه دلی میخوام که اگه یه روزی دلتنگ شد خیلی قرص بره جلو و بگه ببین دلم برات تنگ شده جونم ازش میخوام یه دلی بهم بده که بتونم ببخشم چون خیلیار و فک میکنم نمیتونم ببخشم ازش میخوام اگه یه روزی بغض کردم کسی که کنارمه و بغضمو تسکین میده رو از من نگیره ازش میخوام لبخند دخترمو ، دخترامو همیشه پُر از آرامش برام نگهداره اونقدر حال ِ سرزمینم خوب باشه که اصلاً دلم نیاد از اینجا برم به هیچ کجا اونقدر سفره ی مردم رنگین بشه که کسی دلش نیاد آه بکشه اونقدر بچه های این سرزمین بخندن و آروم باشن و شاد باشن که دیگه وسط کار نبینیشون تو خیابون نفت سر سفره نخواستیم خدا کنه سفرمون نون داشته باشه اونم حلالش مثل یک عمر اصالت یک ایرانی از خدا میخوام همیشه حالمونو خوب کنه و همدیگه رو دوست داشته باشیم یه دوست داشتن واقعی خیلی واقعی فارغ از تعارف میخوام این دعا رو براتون بخونم یا مقلب القلوب و الابصار یا مدبرالیل و النهار یا محول الحول و الاحوال حول حالنا الی احسن الحال دست بوسی بزرگترا رو یادتون نره سال نو مبارک

Man Inja O To Unja - Maryam Heydarzade

متن این موزیک موجود نیست شما می توانید با ثبت متن موزیک این اثر از طریق وب سایت صدایاب به گسترش سایت ارسال متن این اثر لطفا اینجا کلیک نمایید. توجه داشته باشید متن ها بعد از تایید مدیران نمایش داده خواهد شد

کد همراه اول : 44082

Marg - Pouya Bayati

به روز مرگ چو تابوت من روان باشد گمان مبر که مرا درد این جهان باشد برای من تو مگری و مگو دریغ دریغ به دام دیو در افتی دریغ آن باشد جنازه ام چو ببینی مگو فراق فراق مرا وصالو ملاقات آن زمان باشد مرا به گور سپاری مگو وداع وداع که گور پرده ی جمعیت جنان باشد فرو شدن چو بدیدی بر آمدن بنگر غروب شمسو قمر را چرا زبان باشد تو را غروب نماید ولی طلوع بود لحد چو حبس نماید خلاص جان باشد کدام دانه فرو رفت در زمین که نرست چرا به دانه ی انسانت این گمان باشد کدام دلو فرو رفتو پر برون نامد ز چاه یوسف جان را چرا فغان باشد دهان چو بستی از این سوی آن طرف بگشا که های هوی تو در جو لامکان باشد تو را چنین بنماید که من به خاک شدم به زیر پای من نیز هفت آسمان باشد

Khasteam - Ali Farjam

متن این موزیک موجود نیست شما می توانید با ثبت متن موزیک این اثر از طریق وب سایت صدایاب به گسترش سایت ارسال متن این اثر لطفا اینجا کلیک نمایید. توجه داشته باشید متن ها بعد از تایید مدیران نمایش داده خواهد شد

Madare Moraba (New Version) - Alireza Azar

متن این موزیک موجود نیست شما می توانید با ثبت متن موزیک این اثر از طریق وب سایت صدایاب به گسترش سایت ارسال متن این اثر لطفا اینجا کلیک نمایید. توجه داشته باشید متن ها بعد از تایید مدیران نمایش داده خواهد شد

Lahad - Alireza Azar

بر حذر باش که این راهِ پر از بیم و امید دلِ پُر خواهد و پای سبک و دست تهی بر حذر باش که فرقی نکند در صفِ حشر قدِ رنجور علف با تنهء سروِ سهی تبِ اندوه بگیرد بدنت را محکم تک و تنها سفری رو به نهایت باشی زیر دستان لَحَد غرق خجالت بشوی تازه فکر قدغن های خدایت باشی دست و پا بسته، دهان بسته، جهان هم بسته ثانیه میرود و باز نمی گردد هیچ لحظه وقتی برود تا که به پایان برسد ته نشین می شود، آغاز نمی گردد هیچ تبِ اندوه بگیرد بدنت را مُحکم تک و تنها سفری رو به نهایت باشی زیر دستانِ لَحَد غرق خجالت بشوی تازه فکرِ قدغن های خدایت باشی حق و ناحق شدنِ عمر مساوی بشود کی قدم در گذرِ معرکه کافیست عزیز هر چه کردی به خودت کردی و در خود بنویس ساعتِ خواب شده، وقت تلافیست عزیز قبلِ هر چیز بگویم که من آنم که شبی تا لبِ پنجره رفت و به اتاقش برگشت گرچه استادِ هنر دست به رویش نکشید بالِ پروانه شد و نرم و مُنقَّش برگشت من همانم که شبی عشق، به تاراجش برد همچو حلّاج به خاکسترِ تشویش نشست در سرش سورهءِ تکویر مُجَسَم میشد قبلِ هر زلزله ای در خودش آرام شکست سیلِ غم بود که از گونه ی خشکش می ریخت و عزادارِ خودش بود که در خود می سوخت چشم بر وسوسه ها بست، و چیزی نشنید گفتنی بود ولی باز دهانش را دوخت آخرین مانده ی دورانِ اگر کشف و شهود آخرین مصرع خلقت، که به پایان نرسید اولین نامه ی تاریخ به امضایِ اَلَست آن که کوشید ولی حیف به انسان نرسید آنکه تصمیم گرفت آتشِ بَلوا باشد وسطِ مغلطه در مغلطه تنها باشد بین چین است و چُنان طرحِ معما باشد پاسخِ سوره چو شد، آیه ی آیا باشد آنکه لیچار شنید از همه و هیچ نگفت دوش و دوشاب به دوش از همگان دست کشید گله از هیچکسی هیچ نکرد و نبُرید تا تهِ حادثه ناخن پسِ بن بست کشید رو به فقدان خودش تَهی دست پرید آنکه میدید نشستند خرابش بکنند خوب میدید به منظور، عزیزش کردند صفحه از پشت گرفتند کتابش بکنند آنکه از حلقهءِ مفقود، لبی باز نکرد آنکه از تو سَری و تهمتِ تاریخ گذشت قدسیان را به لبِ منظرهءِ هیچ کشاند آنکه از خاج و صلیب و خطر و میخ گذشت آنکه نان خواست ولی دود فقط سهمش شد آنکه از گندمِ آغشته به خون، حیف گذشت او که دیوانهءِ دیوانگیِ پنجره بود آنکه از عافیتش محضِ جنون حیف گذشت آنکه دلتنگِ خودش بود، به جوهر که رسید نامه رو کرد و به پاهای کبوترها بست تشنه لب ساحلِ عریان، هوسش را میکرد گوش ماهی به سرِ گیسوی دخترها بست آنکه نُه ماه در اندیشه‌یِ پرواز گریست آنکه بر معرکه ای داغ و مشخص افتاد نطفهءِ هیچکسی در شدنش دست نداشت آنکه زاییده نشد، از غزلی پس افتاد آنکه اندازهءِ یک عمر به مُردن چسبید زندگی کرد به امید شبِ پایانی انتهای همهءِ پنجره ها دیوار است آخرین پنجره را هم که خودت میدانی مستِ اندوهِ حماسی وسطِ لحن و بیان آخرین غمزهءِ اوزانِ مُتَنتَن بودم پشت کمرنگ ترین فاجعه ها کشف شدم آنکه در سفسطه جان کَند، فقط من بودم چاره‌ای نیست از این راه گذر باید کرد باید از وادیِ مشکوک به پایان برسی این همه کوچه و پس کوچه که گَز کردی باز باید آخر به همین پیچِ خیابان برسی زندگی جایِ بدی بود، نمی فهمیدیم و تمام هیجاناتِ جهان گور شدند جبر از آغاز جهان مسئله ی تلخی بود اختیار آمد و مجبور به مجبور شدند دست و پا بسته، دهان بسته، جهان هم بسته ثانیه میرود و باز نمی گردد هیچ لحظه وقتی برود تا که به پایان برسد ته نشین می شود آغاز نمی گردد هیچ فرصت از دست رود، لحظه به آخر برسد بادِ مُردن بوَزد قائله پایان برسد دستِ قدّارِ زمان جام بچرخاند و بعد تیغهءِ تُندِ عجل باز به انسان برسد حق و ناحق شدنِ عمر مساوی بشود هی قدم در گذرِ معرکه کافیست عزیز هر چه کردی به خودت کردی و از خود بنویس ساعت تلخ شنی، وقت تلافیست نریز رو به رو حادثه مرگ مُجَسَم گردد دستت از خالیه عالم سبدی پُر باشد بی هوا سُر بخوری در تلهءِ خوف و رجا وانگهی دور و برت حلقهءِ آجر باشد تبِ اندوه بگیرد بدنت را محکم تک و تنها سفری رو به نهایت باشی زیرِ دستان لَحَد غرق خجالت بشوی تازه فکرِ قدغن های خدایت باشی ما چه کردیم که در آینهءِ مرگ هنوز هوسِ حق کشی و حق خوری آینده ماست تا دَمِ مرگ خطرناک ترین حالِ جهان باعث رخوت و دلبستگی و خنده ماست بر حذر باش که این راهِ پُر از بیم و امید دلِ پُر خواهد و پای سبک و دست تَهی بر حذر باش که فرقی نکند در صفِ حشر قدِ رنجورِ علف با تنهء سروِ سهی با توام مرگِ پس از زنده به گوری و جنون با توام گوش بده حرف زیاد است هنوز آخرین برگِ درختانِ لبِ جادهءِ پوچ سینه تو سینه‌یِ هوهو کشِ باد است هنوز آتش معرکه بالاست پِیِ دود برو هر کجا حضرت دادار که فرمود برو در پِیِ گنگ ترین حلقهءِ مفقود برو تو که رفتی پِیِ تاب و تپش رود برو به قدم‌های اسیرِ لجنم فکر نکن من همین بیخِ گُذر چشم به خون میبندم و به هر دشنه که تهدید کند میخندم من به هر زندهءِ ناچار نمی پیوندم من به دستانِ خودم گورِ خودم را کندم به پذیرایی و دفن و کفنم فکر نکن گاهی آهنگِ زلیخاست در آشوبِ دهان با چه سمع و بصری شکوِه بگوید کنعان یوسفِ دورِ مرا از غمِ تهمت بِرَهان گرچه رو زخمی ام و دستْ کج و تُند زبان به سر و صورت و دست و دهنم فکر نکن بعدِ صد مرتبه توبیخ غلط کردی باز؟ ما که هستیم تو دنبال چه میگردی باز؟ ماشه ات را بِچِکان مَرگ، اگر مَردی باز تو که از منزلِ منقل تبر آوردی باز هی به آیا بزنم یا نزنم فکر نکن مرگِ من، دل به طلوع شبِ جانکاه نده رو به این خنده یِ در گریهءِ گهگاه نده دل به تصویر بر آب آمدهءِ ماه نده بختِ نامرد بزن بد به دلت راه نده به غم‌انگیزیِ فرزند و زنم فکر نکن از من و بودن با من بگذر هم بستیز پشت من منتظر خنجرِ تیز است عزیز صاف بنشین وسطِ کتف من ای خنجرِ تیز نفسی تازه کن و اَرّه بکش شاخه بریز به غمِ جوجه کلاغی که منم فکر نکن عاقبت تابِ مرا تاب نخواهی آورد دشنه گر دشنهءِ تو شهر به ما گوید مَرد دست بردار از این زیر و بمِ در پیگرد شک نکن بی تو از این وَرطه گذر خواهم کرد به نشانی که نماند از بدنم فکر نکن فصلِ پاییز رسید و غزلی نشکفتم مثل بید از گذرِ باد بِهَم آشفتم مثل برگ از بغلِ شاخه زمین می اُفتم من که از منطق و دستورِ حقیقت گفتم به مضامینِ مَجازیِ تنم فکر نکن گر چه بد رفتی و بد کردی و بد خواهم دید گرچه با خونِ خودم پشت دلم داغ زدید با توام ای خطِ ابرویِ کجِ در تهدید باز با این همه هر وقت غمی شیهه کشید من همین نبشِ چنار و چمنم فکر نکن مثل سیگارترین لحظهءِ بی همنفسی مثل دیوارترین خاطره پژواکم کن قطره اشکی بچکان گونهءِ گُل خشک شده ست لقمه‌ای اَبر از اندازهءِ دریا کم کن افتضاحم،تَنِشَم، مثل دو شب مانده به عید مثل دستان پدر در افق فقر و سکوت مثل تُنگٍ عطشِ ماهی و اعصابِ سگی مثل خمیازهء مادر وسطِ سیب و سقوط نفس از دورترین مَنفذِ دنیا که رسید مرگ از آغاز خودت هم به تو نزدیک تر است تویِ دالانِ رسیدن به چه میپیچی باز راه برگشتنت از رفت که باریک تر است اولین مرحلهءِ عشق دگردیسی بود یعنی از من به تو رفتن، به تو محدود شدن یعنی از شاخه تبر، از تبر اَلوار سپس خُرده هیزم شدن و عاقبتش دود شدن مثل اندیشه‌ی کودک، پُرم از هر چه هوس حلقهءِ گم شدهءِ آدم و حیوان بودن آدمِ حیطهءِ بالا فقط آدم میشد لقمهءِ سیب کشانید به انسان بودن مثلِ یک جوجهءِ گنجشک دهن وا کردیم آسمان کِرم بریزد، شکمی سیر کنیم خواب دیدیم زمین مزرعه را میبلعد گیر کردیم که اینبار چه تعبیر کنیم سنگ اول همهءِ خاطره هایت مُردند سنگ دوم همهءِ حال، همین گودال است سنگ سوم که شروع همهءِ آینه هاست قصه تا قَطعهءِ آخر به همین منوال است  

Morghe AMIN - Maryam Heydarzade

اون شال زرد پشت ویترین و اون فیلم خیلی خیلی غمگین و اون قهوه ی از عشق شیرین و آهنگ اون شب توی ماشین و ساز من و تا صبح تمرین و اون سیب های سُرخ دست چین و حرفات که میده کلی تسکین و خوشبختی و یک عمر تلقین و با تو مگه از یاد من میره رفتی؟ کسی جاتو نمیگیره یه قهرمان از جنس فردین و سال های پیش و شوق هفت سین و تکرار این کارهای روتین و باز یه عروسک ساخت چین و دیوانه غرق درد پروین و کلی دعا و و چشمای تو تحسین و تحسین و گردش تو کیش و پارک دلفین و عشقم به تو تضمین ِ تضمین و اون سال زمستون برف سنگین و با تو مگه از یاد من میره رفتی؟ کسی جاتو نمیگیره پاییز و بارونای غمگین و اون بوسه ی گرم نخستین و یه دنیا عکس از توی دوربین و اون کافه ی نبش خوردین و نرخ وفا پایینه پایین و کلی ندامت بعد نفرین و یک عاشق تنهای خوشبین و دانشکده توی فلسطین و اون نامه ی معروف چاپلین و عکست توی کاخ کرملین و گریه م کنار پمپ بنزین و با تو مگه از یاد من میره رفتی؟ رفتی؟ رفتی کسی جاتو نمیگیره پاییز و بارونهای غمگین و یه حلقه از جنس پلاتین و گنجشکهای بالای پرچین و درگیری نادر با سیمین و دنیای رویاهای رنگین و سیمرغ از نوع بلورین و جشن تولد شمع و تزیین و با تو مگه از یاد من میره رفتی کسی جا تو نمیگیره کافی نت بلوار شاهین و دل کندن از سالهای پیشین و اسکی روی برفهای دیزین و فصلهایی از هاکل برفین رو خودکار هدیه ت از فیلیپین و پاییز و بارونای غمگین و نقاشی و شعرهای پوشکین و بارون و پاییزای غمگین و با تو مگه از یاد من میره؟ رفتی؟ کسی جاتو نمیگیره با تو مگه از یاد من میره؟ رفتی؟ کسی جاتو نمیگیره تکست آهنگ    

123456789...8283
counter hit xanga